تبلیغات
Honey town
Honey town

برای تازه شدن دیر نیست


وقتی خانومی از شما خوشش نمی آید

آقایان عزیز دیگر جای هیچ بهانه نیست! باید بتوانید خیلی زود تشخیص دهید که احساس خانمی درموردتان چگونه است و باید بتوانید همه علائم و نشانه.های اینکه از شما خوشش می.آید یا خوشش نمی.آید را شناسایی کنید. در زیر به 10 نشانه.ای که مشخص می.کند خانمی از شما خوشش نمی.آید اشاره می.کنیم.
  • قطع مکالمه از طریق دوستان
اگر هر زمان که سعی می.کنید با او حرف بزنید دوستانش دور و اطرافتان پیدا می.شوند و او را به سمت دیگری می.کشانند به این واقعیتی اشاره دارد که شاید نخواهد بپذیرید. واقعیتی که همه این کارها نشانه این است که از شما خوشش نمی.آید و دوستانش به این کار گمارده شده.اند که او را از دست شما نجات دهند. او از شما خوشش نمی.آید، بگذارید به راه خودش برود و دست از سرش بردارید!
  • بازجویی دوستان
اگر وقتی می.خواهید سعی .کنید به دختری نزدیک شوید، همه دوستانش حالت دفاعی به خود می..گیرند که قبل از نزدیک شدن به او باید با تک.تک آنها حرف بزنید، این احتمال وجود دارد که آنها می.خواهند به او فرصت دهند که سریع فراری شود. بعد از اینکه از بازجویی.ها بیرون آمدید، شاید فقط اثر و نشانه.ای از اینکه او زمانی آنجا بوده است پیدا کنید.
  • دکمه رد تماس
وقتی به او زنگ می.زنید، آیا تلفنش بعد از 6-4 زنگ روی منشی تلفنی می.رود؟ ماجرا این است: دو زنگ برای تلفن شما طول می.کشد که به تلفن او وصل شود و 2-1 ثانیه برای او تا واکنش دهد. بنابراین این احتمال وجود دارد که او دکمه رد تماس را می.زند. می.توانید برای او پیام بگذارید اما بهترین کار این است که با این واقعیت کنار بایید که او از شما خوشش نمی.آید.
  • وقتی برنامه را کنسل کرده و دوباره برنامه.ریزی می.کند.
خانم ها سلسله.مراتبی از آدم.ها، برنامه.ها و فعالیت.ها دارند. اگر هر هفته کار مشخصی مثل تماشای سریالی خاص دارد و تصمیم می.گیرد که برای دیدن شما از آن بگذرد یا از شما دعوت می.کند که با هم آن را تماشا کنید، احتمالاً از شما خوشش می.آید. اما اگر مدام برنامه.اش با شما را کنسل کرد و برنامه دوباره گذاشت، احتمالش هست که دوست ندارد شما را ببیند. زمانش رسیده که با واقعیت روبه.رو شوید.
  • "فراموش کردن"
منظور آن مواردی است که با شما برنامه می.ریزد و وانمود می.کند که فراموش کرده است. وقتی به مغز زن.ها فکر کنید، یک مغز فیلی جلوی چشمتان بیاید. اینقدر ساده نباشید که تصور کنید که زنی ممکن است فراموش کند تماس بگیرد یا قرارش با شما از یادش رفته است. آنها هیچوقت فراموش نمی.کنند، مطمئناً کار بهتری برای انجام دادن داشته.اند و آن کار شما نبوده.اید.
  • رقص یک قدمی!
همه خانم.ها یک فضای شخصی دارند. افراد خاصی را وارد آن می.کنند و بقیه را بیرون نگه می.دارند. اگر وقتی یک قدم به سمت او برمی.دارید، او یک قدم خود را عقب بکشد، همان رقص یک.قدمی را می.کند که معنیش این است که از شما خوشش نمی.آید. کاری که در این شرایط باید بکنید این است که مسیرتان را عوض کنید چون برای شما وقت نخواهد گذاشت.
  • پیشنهاد دوستی در حال انتظار
اگر بطور مداوم در فیس.بوک به او درخواست دوستی داده.اید و او به شما جوابی نداده است، مشکل از فیس.بوک نیست! او همیشه آنلاین است. درواقع، مطمئناً زمانی که شما این پیشنهاد دوستی را برای او فرستاده.اید آنلاین بوده و پیش خود گفته است، "امکان ندارد این آدم را در دوستان خودم بپذیرم!"
  • آقای ایدآلی که شما نیستید
اگر تصویری که از مرد ایدآلش برای شما ترسیم می.کند کاملاً متضاد و مخالف شماست، این یک پرچم قرمز است. مثلاً اگر شما مردی کوتاه قد با موهای بور هستید و او می.گوید که مرد رویاهایش مردی قدبلند، مومشکی و عضلانی است، باید حساب کار خودتان را بکنید.
  • شوخ.طبعی شما
اینکه زنی به جوک.های شما بخندد هیچ ارتباطی به این ندارد که شما آدم بامزه.ای هستید یا نه. اگر از شما خوشش بیاید، می.خندد و این یعنی از مصاحبت با شما لذت می.برد. اگر همیشه یک نگاه خاصی روی صورتش است، نگاهی که انگار مشغول تمرکز کردن روی درس هایش است، آنوقت باید بیشتر به رابطه.تان فکر کنید.
  • مرد "فوق.العاده" دیگر!
اگر مدام درمورد مردی صحبت می.کند، طوریکه انگار یک سوپرمن است، بامزه.تر از شماست، باهوش.تر از شماست، نگاه زیباتری دارد، می.تواند پرواز کند و هر چیز دیگری، ممکن است از شما بدش نیاید اما احتمالاً شما را فقط به چشم یک دوست عادی می.بیند. می.خواهد به شما بفماند کند که شما مثل برادر او هستید.

هفدهم اردیبهشت 91 | نظرات ()

لحظه های کاغذی

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری


لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری


آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری


با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری


صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری


عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری


رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری


عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری


روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری





بیست و هفتم فروردین 91 | نظرات ()

حرف حق ( عشق و دوستی )

اینروزا دختر و پسرها از عشق و دوستی هیچ نفعی نمیبرند....
اونایی که منفعت میبرند:
رستورانها
کافی شاپها
ایرانسل و همراه اول !!!


بیست و هفتم فروردین 91 | نظرات ()

آپ

سلام به دوستای گلم
خوبید؟
خوشید؟
اره میدونم شاید ازم دلخور باشید اخه یه مدتی آپ نبودم
اما از این به سعی میکنم براتون مطالب خوبی رو بزارم
 منتظرم باشید
ممنونم که با نگاهتون به وبلاگم گرمی می بخشین


با نظرات گلتون خوشحالم کنید




بیست و پنجم فروردین 91 | نظرات ()

یعنی میشه؟

 

یعنی میشه که ما دو تا یه روزی به هم برسیم؟

مهم فقط رسیدنه ، حتی اگه کم برسیم

 یعنی میشه خوشی بیاد دور ما توری بکشه؟

به آرزوهاش برسه هر کی که دوری بکشه؟

 یعنی میشه شب بشینم دست روی موهات بکشم؟

کاشکی بدونم چقـَدَرباید مکافات بکشم

 یعنی میشه که شونه هات فقط پناه من باشه؟

چرا تا حالا نشده ، شاید گناه من باشه

 یعنی میشه که دستامون با هم مثه یه رشته شه؟

هر کی برای اون یکی درست مثه فرشته شه

 یعنی میشه با هم واسه خوشبختی زحمت بکشیم؟

یه خواب راحت بکنیم ، یه آه راحت بکشیم

 یعنی میشه بازم بگی دیوونتم من ، دیوونت؟

دوباره عاشقم بشه اون دل مثل رودخونت

 یعنی میشه با هم باشیم من و خدامون و خودت؟

درست مثه تولدم ، درست مثه تولدت

 یعنی میشه که جای من فقط روی چشات باشه؟

تکیه کلام تو بازم ، من میمیرم برات باشه؟

 یعنی میشه فقط یه بار خدا به ما نگا کنه؟

میگی نمیشه ولی من ، همش میگم خدا کنه

 یعنی میشه تو دفترش یه لحظه اسم ما باشه؟

یه چیزی بشکنه فقط  ، اونم طلسم ما باشه....؟!



سی ام بهمن 90 | نظرات ()

تقدیم به تو

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌


بیست و پنجم دی 90 | نظرات ()

واژه های باران

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
 مثل آسمانی که امشب می بارد....
 و اینک باران
 بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
 و چشمانم را نوازش می دهد
 تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

عشق......

عشق یعنی با غم الفت داشتن                                                              

        سوختن با درد نسبت داشتن                   


                عشق دریک جمله یعنی انتظار


                        انتظار روز رجـــعت داشتن


                                عشق یعنی مستی و دیوانگی


                                        عشق یعنی در جهان بیگانگی 


                                                عشق یعنی شب نخفتن تا سحر


                                                        عشق یعنی سجده ها با چشمان تر


                                                                 عشق یعنی سر به در آویختن


                                                      عشق یعنی اشک حسرت ریختن           


                                                عشق یعنی در جهان رسوا شدن       


                                        عشق یعنی مست و بی پروا شدن


                                عشق یعنی سوختن یا ساختــن  


                        عشق یعنی زندگی را باختن


               عشق یعنی انتـــظار و انتـــظار


        عشق یعنی هرچه بینی عکس یار


عشق یعنی دیـده بر در دوختـن 


        عشق یعنی در فراقش سوختن


               عشق یعنی لحظه های التهاب


                        عشق یعنی لحظه های ناب ناب


                                عشق یعنی با پرستو پر زدن  


                                         عشق یعنی آب بر آذر زدن


                                                عشق یعنی سوز نی آه شبان 


                                                        عشق یعنی معنی رنگین کمان


                                                                عشق یعنی با گلی گفتن سخن


                                                        عشق یعنی خون لاله بر چمن


                                                عشق یعنی شعله بر خرمن زدن


                                         عشق یعنی رسم و دل برهم زدن    


                                عشق یعنی یک تیمم یک نماز       


                        عشق یعنی عالمی راز و نیاز       


               عشق یعنی چون محمد پا به راه        


        عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه  


عشق یعنی بیستون کندن به دست    


        عشق یعنی زاهد اما بت پرست    


                عشق یعنی همچومن شیدا شدن


                         عشق یعنی قلــه و دریا شدن 


                                عشق یعنی یک شقایق غرق خون        


                                          عشق یعنی درد ومحنت دردرون


                                                عشق یعنی یک تبلور یک سرود  


                                                        عشق یعنی یک سلام و یک درود     


                                                                 عشق یعنی جام لبریز از شراب


                                                        عشق یعنی تشنگی یعنی سراب


                                                عشق یعنی حسرت شبهای گرم


                                          عشق یعنی یاد یک رویای نرم


                                عشق یعنی غرقه گشتن در سراب


                         عشق یعنی حلقه های بی حساب


                عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت


        عشق یعنی آخــرخط بهـشــت   


عشق یعنی گم شدن در لحظه ها


        عشق یعنی آبـی بی انتـــها  


                عشق یعنی زرد تنها و غریب 


                         عشق یعنی سرخی ظاهر فریب


                                عشق یعنی تکیه بر بازوی باد


                                           عشق یعنی حسرتت پاینده باد


                                                 عشق یعنی هرزمان تنها شنیدن نام او


                                                        عشق یعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

      


سی و یکم شهریور 90 | نظرات ()

بوسه به تو

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب


بوسه یعنی خلسه در اعماق شب

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق

بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی

لذت از شب , لذت از دیوانگی

بوسه یعنی حس طعم خوب عشق

طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن

لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه سرفصل کتاب عاشقی

بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان

بوسه یعنی عشق من , با من بمان

شرم در دلدادگی بی معنی است

بوسه بر می دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است

بهترین هدیه پس از یک انتظار

بشنوید از من فقط یک بوسه است



پنجم مرداد 90 | نظرات ()

آغوش تو

 

من در آغوش تو آرامش یافته ام

كه هیچ گناهی با آرامش مأنوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس كرده ام

كه در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

آغوش تو گناه نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس كرده ام

كه در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده

كه تا ابد در دل این زیبایی  

آرامش یابم ..



ششم تیر 90 | نظرات ()

9 راه مخزنی خانمهای مجرد( آقایان بخوانند)

در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپارید:

 

1-اولاً هر جا که دیدید تعدادی دختر دارن از خنده غش و ضعف میرن بدونید که کارشون فقط برای تظاهر و جلب توجهه چون:بر عکس ما پسرا , هیچ دختری نیست که برای یه دختر دیگه اونقد جذاب و شیرین سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خیلی شورشو در اوردیم دیگه حتی بابا ننه هم رو هم مسخره میکنیم و می خندیم اما دخترا این جوری نیستن و هیچ وقت هیچ دختری نتونسته یه دختر دیگه رو از ته دل بخندونه! آخرین دختری که تونست یه دختر دیگه رو بخندونه وقتی بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون این دو تا خیلی از هم بدشون میومد وقتی که یکیشون مرد اون یکی از ته دل خندید! پس نتیجه میگیریم که خنده دخترا یعنی اینکه خواهش میکنم,استدعا دارم یکی بیاد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!

 

 

2-وقتی که توی یه ماشین تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشید یکیشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشین راه نمیفته دیگه IQ ! خوب دخترا راننده های خوبی نیستند و موقع رانندگی 80 درصد حواسشون به رانندگیه که یه وقت اشتباه نکنن.(الان میگید پس 20 درصد بقیه کجاست؟باید عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده میکنن و به عبارت دیگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن میشه 80 درصد و اون 20 درصد باقی مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و این طوری نسل بشر منقرض نشه!وگر نه خدا وکیلی اگه یه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کی میاد زن من و تو و باباتو عموتو .... شه؟!؟!؟!) خوب پس باید حواستون رو متمرکز کنید رو اون یکی دختره و روی مخ اون کار کنید که نتیجه بهتری بگیرید.

 

3-تا یه ماشین دیدید که توش دو تا دختر هستند سریع نرید کنارش و بخواید شماره بدید به دو دلیل:الف:این روش قدیمی شده و در ضمن اگه هم دختری بود که شماره بگیره چون ماشین شما پیکان مدل جوادیسمه پس از شما شماره نمیگیرن! . ب:ممکنه تصادف کنید چون در اون حالت ماشین های دیگه ای هم هستند که همزمان با شما اون ماشین خوشگل رو دیدن و چون اونها هم به روش قدیمی عمل میکنن پس سریع میخوان خودشونو برسونن بهش و اولین کسی باشن که شماره میدن و از اونجایی که تجربه نشون داده وقتی یه پسر یه دختر خوشگل میبینه دیگه مخش از کار میفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشینتون اونجا باشید پس احتمال تصادف زیاده!

بنابراین و با توجه به دو مورد فوق نتیجه میگیریم که وقتی یه ماشین با دو تا جیگر زنده دیدید باید سریعاً از محل دور شید و فاصله رو زیاد کنید

 

4- مهمترین اصل در زدن مخ یه دختر آرامشه.البته میدونم که ضربان قلب چه بخوای و چه نخوای میره رو 1000 اما باید جوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما استرس دارید.حتی الامکان می تونید واسه اینکه نشون بدید چقدر آرامش دارید در حال حرکت در ماشین رو باز کنید و بپرید بیرون و این نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

 

5- خیلی وقتا اتفاق میفته که وقتی یه ماشین رو به عنوان سوژه در نظر میگیرید در همین حال یه ماشین دیگه هم پیدا میشه و شما میمونید که از این دو تا ماشین کدومشون رو انتخاب کنید.راستش این مشکلیه که تا حالا خودمم هم راه حلی واسش پیدا نکردم ولی خوب شما میتونید در این مواقع خیالتون رو یه کم راحت کنید از این بابت که من نویسنده هم سردرگم میشم چه برسه به تو!

 

6- هیچ وقت وقتی که یه ماشین خوشگل دیدید سعی نکنید که عملیات محیرالعقول انجام بدید و چه میدونم سرعتو زیاد کنید و لایی بکشید واینا....چون واقعاً لایی کشیدن یک پیکان سبز رنگ از بین چند تا پژو و پراید و ماکسیما صحنه چندان خوشایندی نیست و اولین فکری که در این حالت به ذهن بیننده خطور میکنه اینه که احتمالاً راننده پیکان از ده اومده!

 

7-یه نکته خیلی خیلی مهم رو به خاطر بسپارید و اون اینکه مطمئن شید که اون دو نفری که توی ماشین پراید نشستند و یکی از یکی خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پیشرفت علوم و فنون بعضی وقتا مادره از دختره جوون تر میشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

 

8- سعی کنید وقتی یه ماشین خوشگل دیدید صدای ضبط ماشینو زیاد نکنید که کل خیابون برگردن ماشین شما رو نگاه کنند چون دیگه اینکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زیاد کنه واقعاً خز و خیل شده و در ضمن این جوری ممکنه دافیه هم بپره به هر حال اونا دخترن دیگه مثل ما پسرا که نیستن, کارشون حساب و کتاب نداره....

 

9- و ....!

خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کردید میرسیم به مرحله اصلی یعنی زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اینکه اونا پراید یا 206 یا چه میدونم یه ماشین درست و حسابی دارن و شما یه پیکان سبز رنگ و یا فوق فوقش یه پیکان بنفش متالیک که روی داشبوردش از این سگا هست که کلشون تکون میخوره!

 

به نظر شما این کار شدنیه یا نه؟اگر من بگم آره باور میکنید؟درسته این کار شدنیه اما خیلی سخته!

بابا جان ما توی زانتیا که میشینیم به زحمت میریم مخ یه دختره رو که عقب وانت نشسته میزنیم اونوقت تو با یه پیکان سبز رنگ میخوای مخ یه دختر جیگر بالا شهری رو بزنی؟برو بابا برو روتو کم کن!خدا روزیتو جای دیگه حواله کنه.....



پنجم خرداد 90 | نظرات ()

...خاک رس اعلی لطفا

...:از زبان یه غریبه:...

هنگامی که به معنای واقعی کلمه در کاری  گند زدید این سوال مطرح میشود ..چه خاکی بر سر بریزم؟ 


خب من  به عنوان پیشکسوت باید بگویم  که مقداری  خاک رس را با کمی زرده ی تخم مرغ (با توجه به میزان گند زده شده)مخلوط کرده و بر سر بریزید.این ماده نه تنها بسیار مقوی بوده و باعث قوی شدن ریشه ی مو و شادابی پوست شما شده  بلکه از ضرر های جانبی گند زنی از جمله عجز و لابه و ریش ریش کردن موهایتان جلوگیری نموده و تازه به موهای شما رنگی هایلاتِ مدِ سال میدهد وشما جزو فشن های با کلاس میشوید...Hairdo


البته این توصیه را به عنوان چاشنی کار داشته باشید : در صورتی که طرف ِبازخواست کننده مامانتان بود به مقدار لازم شکر  به مخلوط فوق افزوده و تا میتوانید این مخلوط را بهم زنید تا ور آید!


خب وقتی برای فردا هوار هوار کار داری و مامان جان و بابا جان به همراه مامان جون جان و دایی جان و اهل بیتشان جان می روند دَدَر و اینجانبِ طفلکی به دلیل مخشهای حجیم استاد جان در منزل مانده و مخش مینویسد.Baby Girl..یهو مامان محترم زنگ میزنند که ریحان جان برو میوه هارا بشور که دایی جان اینا دارن مشرف میشوند...بعد تو میروی به ایوان و با کوهی از میوه مواجه میشوی چه میکنی ؟ هان؟؟


خب آدم اگر آدم باشد ، همانند بچه ی آدم میرود مقداری میوه را میشورد... البته ابتدا من هم چنین تصمیمی داشتم اما از انجایی که فوق ایکیوسان تشریف دارم   راه ساده تری را برگزیده و تمام میوه ها را درون ماشین ظرفشویی ریخته و سریعا دکمه اش را زده و بسیار خوشحال رفته و ادامه ی مخشهایم را نوشتم! اینطوری هم مامان جان به داشتن دختری مثل من افتخار نموده و هم استاد جان به دانشجویی مثل من ایضا !!


البته همه چیز آن طور که فکر میکردیم انجامیده نشده ...خدمتت انورِ منورتان عرض کنم که وقتی تایمر ماشین  تمام شد و اینجانب درب ماشین را باز کردم،چنان بخاری از درون ماشین به صورتم خورد که من در جا فاتحه ی خود را خواندم.....(پیشنهاد میکنم اگر یک موقعه خواستید کمپوت میوه درست کنید حتما از این روش استفاده کنید...زیرا که میوه ها کاملا آب پز شده و تازه با این وضع بی یارانه ای؛گاز هم مصرف نخواهید نمود....) من نمیدانم چرا عقلم نکشیده که ماشین ظرفشویی اگر اب داغ استفاده نکند ..چگونه میتواند ظرف های چرب را بشوید....؟؟؟؟؟


در همین وقت است که صدای دلنشین زنگ در میاید و جنابعالی با ملائک دو طرف شانه یتان اشهد های خود را میخوانید....


اوج ویبره ی ماجرا هنگامی است که مامان جان میپرسند میوها را شستی دخترم؟ (طفلک مامانم چقدر ناراحت بودند که من دست از کارم کشیدم و میوه شستم)


من:بله ...ولی انگار جنس میوه ها خراب بود....چینی بودن ....


مامان :



بیست و هفتم اردیبهشت 90 | نظرات ()

نهایت عشق

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن
عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هردو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را ت
نها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه
فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک،
صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

 



هفتم اردیبهشت 90 | نظرات ()

انشای یک بچه دبستانی در مورد ازدواج

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است ...
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند


ششم اردیبهشت 90 | نظرات ()

iLOVE YOU


با من باش

لحظه ای با من باش، تا که از آن لحظه برویم تا گل
که ببندم از نگاه تو به هر ستاره پل
لحظه ای با من باش، تا که از تو نفسی تازه کنم
تا از آن لحظه با تو، سفر آغاز کنم
سفری تا ته بیشه های سر سبز خیال
تا به دروازه های شهر آرزوهای محال
سفری در خم و پیچ گذر ستاره ها
از میون دشت پر خاطره ترانه ها
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش تا به باغ چشم تو پنجره ای باز کنم
از تو شعر و قصه و ترانه ای ساز کنم
شعری هم صدای بارون رنگ سبز جنگل و آبی دریا
قصه ای به رنگ و عطر قصه های عاشقای دنیا
از یه لحظه تا همیشه، میشه از تو پر گرفت تا او ج ابر ا
کوچه پس کوچه شهر و با خیالت پرسه زد تا مرز فردا
لحظه ای با من باش
لحظه ای با من باش


بیست و نهم فروردین 90 | نظرات ()



برای تازه شدن دیر نیست
farzad_Shytan@yahoo.com

طنز
عشقولانه
داستان

F

هفته سوم اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته چهارم بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته اول دی 1390
هفته چهارم شهریور 1390
هفته اول مرداد 1390
هفته سوم تیر 1390
هفته اول تیر 1390
هفته اول خرداد 1390

وقتی خانومی از شما خوشش نمی آید
لحظه های کاغذی
حرف حق ( عشق و دوستی )
آپ
یعنی میشه؟
تقدیم به تو
واژه های باران
عشق......
بوسه به تو
آغوش تو

+++نگاه مثبت به زندگی+++
بزرگترین مرجع دانلود بازی موبایل
خانه سرگرمی
فروشگاه من :جدیدترین محصولات
عشق
اس ام اس و جوک
درد دل با دل
گریه شبانه
اسیر عشق...
مهربان ترین قلبها
زمین،زمین ،آسمان... آسمان، به گوشم!
و او دیگر نبود
عشق بارونی
حاشیه های روز فوتبال ایران
دانلودستان
بزرگترین گالری عكس
همه راهها عاشق عبورند
کلبه تنهایی
عاشقانه ها
پسر عاشق رز
قصه ی سکوت
lovely boy
رویای زیبای من

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد

RSS 2.0
SEO Stats powered by MyPagerank.Net
مدل لباس